۱۳۹۰ بهمن ۱۰, دوشنبه

برادر بسیجی میدانم که این روزها استخوان های تو هم در زیر فشارهای اقتصادی در حال خورد شدن است . برادر روستایی که در روستای خود با سختی زندگی میکنی و چند صباحی است از آن مینی بوس که از شهر می آمد و شما را با خبر خوش غذا و دویست هزار تومان پول نقد به شهر میبرد خبری نیست . برادر ساندیس خور میدانم دیر زمانی است که تشنه ای .
دوستان مشکلات همه شما را درک میکنم و میخواهم خبر خوشی به همتان بدهم . بشارت باد که به زودی و در ۲۵ بهمن تدارک اضافه کار چشمگیری برای تو دوست بسیجی دیده ایم و تو ای روستایی پاک دل امیدوار باش که بزودی باز هم آن مینی بوس ها خواهند آمد و باز هم شیرهای ساندیس به روی همگیتان باز خواهد شد. همگیتان منتظر ۲۵ ام بهمن باشید که به زودی دوباره اضافه کاریها بر قرار خواهد شد.

۱۳۹۰ بهمن ۵, چهارشنبه

دختر خاله حسن آقا دریانی ماست بند معروف از اشرف و اشرفیان حمایت کرد

به پیر به پیغمبر خسته شدیم از این اشرف و اشرف بازی شما .بابا خاک مردم رو بهشون پس بدید برید یه گوشه ای پناهندگی بگیرید زندگیتونو بکنید دیگه . خدایا زودتر این قضیه اشراف رو ختمش کن که خسته شدیم از بس دختر فلان گروهبان و همسر فلان ژنرال از اشرف حمایت کرد. بابا شما که اینقدر حامی دارید پس چرا اوضاعتون اینه. اشرف رو بیخیال شید که ایران به فنا رفته از دست سد علی .

۱۳۹۰ بهمن ۳, دوشنبه

درخواست از رهبر فرزانه برای نامگزاری سال ۹۱ به عنوان سال حفظ و استحکام نظام .

آقا جان شما که قطب همه چیزید بیا و امسال را به این نام مزین کن تا شاید همچون سال جهاد اقتصادی شاهد نتیجه مفید آن باشیم.

۱۳۹۰ دی ۲۸, چهارشنبه

اوف بر آن مردمی که با تصویر نیمه برهنه دخترکی تمامی آلام خود را به باد فراموشی سپرده اند

و افسوس بر آن ملتی که ارزش پول ملیشان و قدرت خرید و داراییشان ساعت به ساعت در حال نزول است، فرهنگ و هنر و منزلت و مقامشان لحظه به لحظه در حال لگد مال شدن است، منابع ملی و ثروتهای کلانشان در دست یغماست، صنعت و تجارتشان رو به ورشکستگی است، متخصصین و هنرمندان و دانشمندان و آزاد اندیشانشان در حال گریزند، حقوق انسانی و آزادیهای فردیشان هر روز محدودتر میشود، رهبرانشان که به پشتوانه اینان ندای اعتراض برآوردند در زندان دژخیم گرفتارند، جوانانشان را یا در بند میکنند و یا بر دار ... و آنها سرگرم تصویری نیمه برهنه از دخترکی هستند و با آن خوشند.
اوف بر آن مردم که استحقاقشان غلطیدن در همان منجلابی است که در آن گرفتارند.